آینده نگاری در طرح های توسعه شهری و منطقه ای مروری برتجارب داخلی و خارجی ضرورت ها و نواقص

در نشست تخصصی که در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد، بنده تجاربی از آینده نگاری شهری و منطقه ای در جهان ایران را ارائه کردم و در پایان بحث را با جمع بندی در مورد مهمترین چالش های کاربست آینده نگاری در طرح های توسعه شهری و منطقه ای  در ایران به پایان رساندم . در ادامه این مطلب توضییح تفصیلی چالش ها بخوانید.

اساسی ترین چالش های بکارگیری آینده نگاری در طرح های توسعه شهری و منطقه ای:

  • ضعف بنیان های علمی و عدم وجود متخصصین و رشته های مربوطه
  • شرح خدمات و پایه های طرح های مطالعاتی در کشور بر اساس این رویکرد
  • عدم وجود پیش زمینه و آمادگی کارفرما و کاربران برای استفاده از روش ها ونتایج آینده نگاری
  • تناقض با برنامه عملیاتی
  • اشکالات در پیوند سناریوهای کیفی با فضا و تحلیل های فضایی و کمی
  • اتصال تحولات کلان ملی و جهانی با تحولات محلی و منطقه ای
  • ضعف شیوه ها و بسترهای مشارکت
  • مشکلات ساختار مدیریتی در ارتباط با آینده نگاری(نبود سازمان مشخص، عدم یکپارچگی و ….)

 

ضعف بنیان های علمی و عدم وجود متخصصین و رشته های مربوطه

یکی از اصلی ترین چالش های پیشروی کاربست آینده نگاری در طرح های توسعه منطقه ای نبود متخصصی مربوطه در کشور است. با وجود رشته آینده پژوهی در مقطع دکتری، تجارب نشان می دهد که عدم وجود نگرش فضایی وبرنامه ریزی شهری و منطقه ای در  این متخصصین فرصت بهره گیری درست نظران آنان در طرح های توسعه شهری و منطقه ای را نمی دهد. چرا که اساس در برنامه درسی این رشته محتوایی در زمینه برنامه ریزی شهری ومنطقه ای تدریس نمی شود.  از طرفی دیگر در شته شهرسازی و جغرافیا نیز مبانی ومفاهیم آینده پژوهی جایگاه ی در سرفصل ها ندارد و متخصصین حوزه ها نیز در استفاده کارآمد آینده نگاری در طرح های توسعه شهری و منطقه ای با مشکل مواجه اند. علاوه بر گنجاندن سرفصل های مشترک، یکی از پیشنهادت می تواند ایجاد رشته های دانشگاهی یا گرایش های تخصصی در این حوزه باشد.

شرح خدمات و پایه های طرح های مطالعاتی در کشور بر اساس این رویکرد

نو بودن ادبیات آینده پژوهی در برنامه ریزی شهری و منطقه ای منجر به تلاش های اولیه برای ورود این رویکرد به طرح های توسعه شده است که بدلیل عدم وجود تجربه قبلی و متخصص با تجربه در این زمینه، شرح خدمات ویا شیوه های انجام مطالعات بصورت ناقص و گاه انبوه از تناقض شده است که خطر ناکار آمدی را در همین ابتدا به شدت افزایش داده است، در حالی که در صورت وجود شرح خدمات و دستور کار اصولی برای تهیه طرح های توسعه با رویکرد آینده نگاری امکان موفقیت آن بیشترخواهد بود. نمونه ای از شرح خدمات های تهیه شده بر اساس این رویکرد” شرح خدمات تهیه برنامه آمایش(ویرایش جدید ۱۳۹۱)” است که در بخش برنامه ریزی وسیاست گذاری از روش ها و اصول آینده نگاری استفاده کرده است. در این شرح خدما دامنه گسترده ای از روش های آینده پژوهی در کنار نگرش برنامه ریزی فضایی، کابری اراضیو پهنه بندی قرارداده شده است که اصولا دارای یکپارچگی و منطق مشخصی نیست. روشهای پیشنهاد شده نیز ترکیبی از انواع روش ها است که گاه کاربست همزمان انها در پروژه ممکن نیست و اساسا ترکیب آنها معنا ونتیجه شخصی ندارد.

عدم وجود پیش زمینه و آمادگی کارفرما و کاربران برای استفاده از روش ها ونتایج آینده نگاری

نبود سابقه استفاده از نتایج یک پروژه آینده پژوهی منجر به احساس سردرگمی وگاه بدبینی کارفرما به این رویکرد شده است. در حالی که شیوه پیشین برنامه های توسعه منجبر به برنامه های مشخص ودقیق در حوزه های مختلف می شد، نتایج آینده نگاری ممکن است لزوما خروجی دقیق و مشخصی نداشته باشد و اساسا در پی چنین هدفی نیز نیست. اما انجام یک مطالعه اینده نگاری زمینه ارتقای هوشمندی کارفرما و کاربران و تدوین راهبردهای پردستاور در دنیای پر ازعدم قطعیت را فراهم می کند که می تواند مبنای برنامه های اجرایی باشد.

تناقض با برنامه عملیاتی

این مسئله تا حدی در مورد قبلی اشاره شد. آینده پژوهی مدام از عدم قطعیت می گوید و امکانات واحتمالات مختلفی که می تواند همه برنامه های دقیق و مشخص ما را برهم زند. در واقع در آینده پژوهی هیچ چیزی از قبل مشخص نیست. بنابراین ارائه یک راهکار مشخص و با تضمین کارایی  بالا در همه شرایط و احتمالات دشوار است.  در حالی که برای اجرای یک برنامه و اختصاص اعتبارات به برنامه اجرایی توسعه، مشخص کردن ابعاد و اهداف یک برنامه بطور دقیق و مشخص ضروری است . تا کنون در کمتر تجربه ای امکان اتصال شفاف و مشخص یک راهبرد منتج از سناریوهای و احتمالات مختلف به یک برنامه اجرایی مشخص وجود دارد و مشخص نیست چگونه می توان از فضای عدم قطعیت عمیق به یک راهکار مشخص و دقیق رسید .

اشکالات در پیوند سناریوهای کیفی با فضا و تحلیل های فضایی و کمی

خروجی اصلی  بسیاری از تجارب آینده نگاری سناریوها، داستان سناریو و تصویر سازی آنها بصورت کیفی و با بهره گیری از ذوق و سلیقه هنری ارائه می شود. اما در این میان روش مشخصی برای اتصال یک روایت داستان از سناریو به اعدا کمی و مقادیر عددی که بتوان برآور دقیق از نتایج هر سناریو ارائه داد وجود ندارد. گرچه آینده پژوهان اعتقادی به تبدیل سناریو به اعدا و ارقام ندارند ودر کل میانه ای با روش های کمی ندارند، اما برنامه ریزان شهری و منطقه ای بدلیل سرورکار داشتن با عینیت، فضا و تغییرات کمی( مترو درصد وسهم و …)، نیاز به ابداع راهکاری جدیدی برای این مسئله دارند.و این موضوع وقتی دشوارتر می وشد که برنامه ریزبخواهد نظرات و خروجی پانل های تخصصی و مشارکتی ذینفعان را تبدیل به یک نقشه فضایی بکند که بر اساس آن اصول وضوابط مربوطه اجرا شود .

اتصال تحولات کلان ملی و جهانی با تحولات محلی و منطقه ای

یک از اصلی ترین مشخصه های آینده نگاری، ضرورت توجه به کلان روندها و عوامل کلان ملی و جهانی بعنوان پیشران های اثر گذار برآینده است. گرچه شناسایی فرهستی از اصلی ترین کلان روند های موثر برآینده ممکن است دشوار نباشد، اما تحلیل چگونگی اثرگذاری انها بر یک شهر یا منطقه مشخص کار آسانی نیست. گرچه در زمینه تغییرات اقلیمی وتغییرات کلان محیطی روش هایی برای سنجش اثر پذیری یک منطقه از این تغییرات وجود دارد اما در مورد تغییرات کلان اقتصادی ، سیاسی، اجتماعی و  فناوری این گونه نیست. بعنوان مثال یکی از اصلی ترین چالش های پیش رو در چند تجربه ای که نگارنده در برنامه های امایش داشته است، چگونگی و سنجش میزان اثر گذاری تداوم تحریم ها یا برداشتن آنها بر اقتصاد استان و یا سنجش اثرات تکنولوژی های  نوین بر تحولات اجتماعی وفرهنگی منطقه است. روش مشخصی در این مینه وجود ندارد اما صرف بیان اثرات تحولات کلان بر متغیرهای منطقه بصورت کیفی جذابیتی برای کاربران ندارد.

ضعف شیوه ها و بسترهای مشارکت

مشارکت از اصلی ترین تفاوت های شیوه تهیه برنامه های توسعه با رویکرد آینده نگاری در مقایسه با روشهای رایج است در مقابل شکل گیری مشارکت گسترده در برنامه های توسعه شهری و منطقه ای در ایران از اصلی ترین مشکلات است. گرچه ممکن است عدم آشنایی مشارکت کنندگان با روش های نوین یکی از مشکلات در این زمینه باشد اما عدم اعتقاد به روش های کیفی و مشارکتی از طرف متخصصین ونیز از طرف کارفرمایان از دیگر مشکلات پیش روی بکار گیری آینده نگاری در طرح های توسعه است. علاوه بر این، مشارکت گسترده ضمن حقانیت بخشی به نتایج پروژه ودستاورهای برنامه ریزی، ممکن است منجر به ارتقای سطح اگاهی ذینفعان  درمورد شیوه های برنامه ریزی و حتی مسائل مالی و جزیئات برنامه شود که مطلوب همه کارفرمایان نیست و این مسئله نیز به نوبه خود از موانع سیاسی استفاده از رویکرد های مشارکتی است. ضمن اینکه مشارکت ذینفعان در فرآیند برنامه ریزی حق پیگیری را برای آنها ایجاد می کند که می تواند خوشایند کارفرمایان نباشد.

مشکلات ساختار مدیریتی در ارتباط با آینده نگاری(نبود سازمان مشخص، عدم یکپارچگی و ….)

” ایجاد وزات خانه آینده پژوهی”، این پیشنهاد یکی از اساتید آینده پژوهی در ایران است. واقعیت این است که در ایران برای اجرایی شدن یک رویکرد ویا برنامه جدید، نگرش ایحاد یک سازمان جدید برای همگان آشنا است. آینده پژوهی با توجه به اینکه ابعا گسترده ای از همه مسائل کشور را در بر می گیرد مستعد چنین اقدامی هست، اما در برنامه ریزی شهری و منطقه ای نیز که متولیان آنها شهرداری ها و استاندری ها هستند، این امر می تواند معنی دارد باشد. ایجاد یک نهاد یا معاونت یا اداره کل که مسئولیت خطیر پایش وتحلیل  آینده را داشته باشد، به نظر ضروری می رسد اما جایگاه ان و نحوه ی ارتباط و کاربرد آن در برنامه ریزی بسیار مهم است . در حال حاضر شهرداری تهران در سطح انتخاب مشاور آینده پژوهی وارد این حوزه شده است. در استانداری ها نیز ایجاد ” مرکز آموزش و پژوهش‌های توسعه و آینده‌نگری  ” اقدامی شایسته است که در صورت مدیریت هدفمند می تواند موفقیت برنامه های توسعه را افزایش دهد.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *