آینده پژوهی: تاریخ +مراحل+ بنیانهای فلسفی و روش شناختی

Alan Mills, fsa and Peter Bishop, phd,200, Applied futurism An introduction for actuaries, USA
ترجمه صفحات ۷-۱۳- – توسط طاها ربانی- مطالب سال ۸۹ ترجمه شده است و ممکن است ایراداتی در ترجمه وجود داشته باشد.

آینده پژوهی رشته ای است که بطور نظام مند به کشف انچه، که ما می توانیم در باره آینده سیستمهای انسانی بدانیم و مورد استفاده قرار دهیم، می پردازد. آینده پژوهی رشته ای جدید است که مراحل اغازین پیشرفت خود را طی می کند.

آینده پژوهی تا کنون چهار مرحله را پشت سر گذرانده است:

نخستین مرحله از دهه های بعد از جنگ جهانی دوم شروع شد و تا اغاز دهه ۱۹۶۰ ادامه یافت. این دوره، دوره رشد شدید اقتصاد جهانی و دوره ای بود که امریکا تحت تهدید حمله ی هسته ای قرار داشت. طی این دوره آینده پژوهان نشان دادند که ما می توانیم بطور شایسته ای آینده را مطالعه کنیم، انها پایه های فلسفی و روش شناسی رشته را بنیان نهاده و در همین دوره ابزارهای متعددی برای آینده پژوهی بوجود آمد.

دوره دوم اواخر سالهای ۱۹۶۰ میلادی و اوایل ۱۹۷۰ را در بر می گیرد. در این دوره آینده پژوهی به اوج خود می رسد. آینده پژوهی به شدت پیشرفت می کند و سازمانهای با ارزشی سربر می اورند و کارهای مهمی در این زمینه صورت می گیرد.دوره سوم اواخر دهه ۱۹۷۰ .م و اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی را شامل می شود. این دوره، دوره بحرانهای انرژی و اقتصادی و جریانهای اجتماعی بود. در یان دوره اعتماد کمی به آینده پژوهی وجود داشت. خود آینده پژوهی نیز در این دوره یک بحران را پشت سر گذارند. در این دوره آینده پژوهی نتوانست شرایط اقتصادی جهان را پیشبینی کند و نسبت به تغییرات اجتماعی نیز ناکارامد به نظر امد. بنابراین دوره سوم،دوره مستحکم سازی و بازنگری در آینده پژوهی بود.دوره چهارم اینده پژوهی از اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی شروع شده و تا امروز ادامه یافته است. این دوره، دوره رشد اقتصادی، تغییرات شدید، روابط و مسائل  بین المللی پیچیده و دوره تاکید بر عمل گرایی است. اینده پژوهی با چند بعدی شدن،بین المللی شدن و عملی گرایی پاسخگوی این تغییرات شدید و پیچدگی ها شد( Mills and Peter,200,4).

 مرحله اول: پایگذاری بنیانهای فلسفی آینده پژوهی

پایه های فلسفی آینده پژوهی در دو مرحله بنیانگذاری شد. در مرحله اول آینده پژوهان اروپایی بنیانهای فلسفی وانسانی آینده پژوهی را بنانهادند و در مرحله دو آینده پژوهان امریکایی روشهای اصلی و ایزارهای اینده پژوهی را پایگذاری کردند.

بنیانهای فلسفی

بعد از جنگ جهانی دوم کشورهای آسیب دیده اروپایی نیاز به راهبردهای بلند مدت برای بازسازی مجدد خود داشتند. این برنامه ها نیازمند تفکر انتقادی به اینده بلند مدت بود. بنابراین بعضی از برنامه ریزان خصوصا برنامه ریزان فرانسوی درصدد کشف انچه که ممکن است در باره اینده دانسته شود، برآمدند. گاستون برگر[۱] یکی از این برنامه  ریزان بود. او سازمان بین المللی اینده نگری[۲] را در پاریس پایگذاری کرد، که این سازمان یکی از اولین سازمانهایی بود که به اینده پژوهی کاربردی اختصاص داده شده بود. برگر از مفهوم توانایی ما برای خلق و کشف اینده و اینکه اینده ضرورتا بر ما تحمیل نمی شود،دفاع کرد. در گروه اینده نگری کارشناسان رشته های مختلف، اینده ها ی مطلوب بشر را ترسیم کرده و به شناخت انچه که منطقا امکان وقوع دارد پرداختند. در سال ۱۹۶۴ یک  فرانسویی دیگر با نام برتراند دجونل[۳] اثر قدیمی خود را با عنوان هنر گمانه زنی[۴] را منتشر کرد. این کار(اثر) با دقت پایه های فلفی دانش ما از اینده را بررسی کرده و  نیز بنیانهای فلسفی رشته آینده پژوهی را پایگذاری کرد. استدلال می کند که پیشبینی فی النفسه غیر ممکن است،  اینده طوفانی از احتمالا است و مطالعه آینده بیش از اینکه یک رشته باشد، باید یک هنر باشد. او همچنین یک سازمان اینده پژوهی کاربردی را با عنوان انجمن بین المللی اینده پژوهان در پاریس را پایگذاری کرد، که هنوز هم فعال است.این اینده پژوهان و دیگر آینده پژوهان اروپایی بنیانهای فکری(عقلانی) آینده پژوهی را بنا نهادند و جایگاه خواسته ها و ارزشهای انسان را در این رشته مورد تاکید قرار دادند.

بنیانهای روش شناختی آینده پژوهی

بنیانهای روش شناختی و ابزارهای اصلی اینده پژوهی نخست در امریکا ایجاد شد. این روشهای اولیه غالبا کمی و تحلیل نگر بودند.

 در امریکا آینده پژوهی بعد از جنک جهانی دوم سربراورد، زیرا برای اولین بار در تاریخ، بمب اتمی و موشک امکان تهدید امریکا از طرف دشمنانش از فواصل دور را فراهم کرد. لذا برای مقابله با چنین حملاتی رویکردهای متفاوتی از میان شیوه های  متعارف دفاع نظامی اتخاذ شد. نیروی نظامی نیازمند زمان برای جمع و جور کردن و اماده کردن خود برای مقابله با چنین حملاتی بودند. این زمان به برنامه ریزان امکان استحکام  تدابیر و تاکتیک خاص را فراهم می کرد.نبرد هسته ای متفاوت بود. هنگامی که موشکها بر روی رادار قرار می گرفت، دیگر زمان برای برنامه ریزی تمام شده بود. براساس همین ضرورت، بازی جنگ و سرانجام سناریو پدید آمد. علاوه بر این برنامه ریزان به منظور برنامه ریزی برای هر احتمالی که غیر قابل اندازه گیری و شمارش باشد، فرماندهان را در شرایط جنگ ساختگی قرار می دادند تا بتوانند برای شرایط واقعی جنگها اماده گی داشته باشند. انها توانایی پیشگویی شیوه های حمله های احتمالی را نداشتند و نیز نمی توانستند تمام احتمالات اینده را به تصویر بکشند.علاوه بر این انها خود را در مقابل شیوه های باورکردنی و منطقی حملات ازمایش می کردند با این باور که این کار می تواند امادگی انها را برای مواجه با شرایط واقعی بهتر کند.یکی دیگر از مشکلاتی که منجر به ظهور اینده پژوهی شد، شکل گیری سیستمهای بسیار پیچیده نظامی بود. موشکهای قاره برد، زیردریای های هسته ای و جنگنده های پیشرفته  همگی طی چند سال ساخته شدند. داشتن تکنولوژیهایی که منجر به چنین سیستمهایی می شود، پایه شکل گیری دوره های زمانی در برنامه ریزی بود، تکنولوژی ها ممکن بود در زمانی که چنین سیستم هایی ساخته شدند، منسوخ شوند. بنابر این نیروی نظامی مجبور بود در پیشبینی تکنولوژی دخالت کند.به منظور انجام چنین کاری گروههای تحقیقی اینده نگر زیادی تشکیل شدند. یکی از انها شکرت رند[۵]بود( مخفف کلمه تحیقیق و توسعه). مسئولین شرکت رند بررسی تکنولوژی های اینده، خصوصا تکنولوژی های جنگی و سیاستهای راهبردی کشور امریکا بود. اولاف هلمر[۶] در شرکت رند قابلیت پیشبینی علمی و کاربرد نگرش کارشناسان در اینده پژوهی کاربردی را مورد بررسی قرار داد. او ابزارهای گوناگونی را برای آینده پژوهی کاربردی از جمله تکنیک دلفی را ابداع کرد. این تکنیک رویکردی نظام مند بود، برای بهینه سازی نگرشهای کارشناسان، وی همچنین تکنیک تحلیل اثر متقابل[۷] را نیز ابداع کرد.هرمان کان[۸] یکی دیگر از اینده پژوهان شرکت رند بود. او تکنیک سناریو سازی را ابداع کرد و موسسه هودسن[۹] را بنیانگذاری کرد که بر کاربرد آینده پژوهی بلند مدت در راهبردهای نظامی و جهان اقتصاد تمرکز یافته بود. در سال ۱۹۶۷ او و انتونی جی.وینر[۱۰]  وقایع شماری[۱۱] با عنوان سال ۲۰۰: چهارچوبی برای گمانه زنی در ۳۳ سال اینده منتشر کردند. این کتاب  تصاویر گسترده ای از جهان، در سه دهه اینده را نشان می داد. این کتاب از رویکرد علمی استفاده کرده بود و حاوی انبوهی از نمودارها،اشکال و جداول داده بود. این اثر نشان داد که واقعا می توان اینده را با استفاده از ابزارهای علمی مورد بررسی قرار داد.اولاف هلمر نیز بنیانگذاری موسسه آینده را رهبری کرد. این موسسه هنوز هم یکی از مهمترین سازمانهای اینده پژوهی کاربردی است و کارایی مناسبی در نهادینه کردن تحقیق در مورد اینده داشته است. این موسسه در پارک منلو[۱۲] کالیفرنیا واقع است و بصورت تخصصی در زمینه تجارت کلان، جامعه و موضوعات غیر امنیتی حکومتها کار می کند.در این دوره موسسات خصوصی نیاز متمایل به کاربرد اینده پژوهی بودند. موسساتی چون IBM, Exxon, Shell, General Electric, and Bell Telephone ابزارهای آینده پزوهی را برای بررسی اینده طولانی مدت مورد استفاده قرار دادند.

مرحله دوم: شکوفایی

سالهای اخر دهه ۱۹۶۰ و اویل ۱۹۷۰٫م دوره پربار آینده پژوهی بود. کتابهایی چون بمب جمعیت[۱۳] و شوک اینده[۱۴] در این دوره منتشر شدند.در این دوره ابزارهای  بررسی پویای سیستم ابداع شد و دنیس مداوس و دیگران از این ابزارها به منظور تولید اولین مدل جهانی که جهان را بعنوان مجموعه روابط(متقابل) پیچیده در چهارچوب یک سیستم مورد ملاحضه قرار داد، بهره بردند. نتایج این کار در کتابی  با عنوان محدودیتهای رشد[۱۵] منتشر شد که دارای اهمیت علمی فراوانی بود. این اثر هشدارداده بود که اگر جمعیت، صنعتی سازی،آلودگی و مصرف به حالت نمایی رشد کند، تا ۱۰۰ سال اینده کره زمین با محدودیت طبیعی مواجه خواهد شد و جامعه ما از هم خواهد پاشید.

در این دوره سه شبکه مهم آینده پژوهی پایگذاری شد که هنوز هم فعال هستند:

-باشگاه روم[۱۶]  یک گروه بین المللی از دانشمندان، انسان شناسان، برنامه ریزان و اموزشگرانی است که تجربه های خود را برای بررسی مسائل جهان از دید جهانی ترکیب می کنند.-فدراسیون بین المللی آینده پژوهان[۱۷] که که شامل مجموعه ای از متخصصینی است که در زمینه آینده پژوهی کاربردی فعالیت می کنند. این فدراسیون در کمک به بنیانگذاری موسسه های اینده پژوهی کاربردیدر کشورهای بیرون از اروپا و امریکای شمالی  نقش بسزایی داشته است.-جامعه اینده جهان[۱۸] که شعبه اصلی خود را در بتسدا، نزدیک واشیگنتون دی سی برقرار کرده است. اعضای ان دامنه گسترده ای از افراد را در بر می گیرد  که مایل به موضوع اینده هستند. اعضای ان از ۱۰۰ نفر در سال ۱۹۶۰ به ۳۰هزار نفر در سال ۱۹۷۰ رسید و اکنون دارای ۱۵ هزار عضو است.جامعه اینده جهان مجله ای با عنوان آینده پژوهان منتشر می کند.لازم به ذکر است که جامعه جهان اینده بیشتر آینده پژوهان آمریکای شمالی را در بر می گیرد و باشگاه روم بیشتر به سمت کشورهای اروپایی جهت گیری کرده است، لیکن فدراسیون بین المللی اینده پژوهی واقعا یک سازمان بین المللی است.

مرحله سوم: تحکیم اینده پژوهی

طی یک روال معمولی، آینده پژوهی نیز بعد از دوره توسعه و شکوفایی خود در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اویل ۱۹۸۰٫م دچار یک دوره انقباض شد.مجموعه حوادث اواسط دهه ۱۹۷۰ .م همه چیز را عوض کرد. تحریم نفت اعراب استیلای ارامش مردم در امریکا را لرزاند و پدیده واترگیت[۱۹](شایعات سیاسی در رابطه با ناتوانی دولت، رشوه خواری و عدالت کشی که به دوره ریاست جمهوری ریچار نیکسون در سال ۱۹۷۴٫م مربوط است) اعتماد مردم به حکومت را سست کرد. نتیجه این شوکها چرخش به سوی دستور کارهای  محافظه کارانه تر در  اقتصاد و سیاست بود. دستور کارهای محافطه کارانه در اقتصاد، منجر به تاکید بیشتر بر کارهای زود بازده در مقابل ارمانهای اجتماعی بلند مدت  دهه ۶۰٫م شد. درنتیجه دهه ۸۰٫م بدلیل تاکید بر دوره های کوتاه مدت،دوره تنزل تفکر آینده پژوهی بود.در این دوره محبوبیت اینده پژوهی از بین رفت، اعضای سازمانهای اینده پژوهی کاهش یافتند، بودجه تحقیقات کاهش یافت و اینده پژوهان یک دوره خودآزمایی را شروع کردند. این ارزیابی مجدد مفید بود و باعث ایجاد رویکرد جهانی  نوین به آینده پژوهی شد.

دوره چهارم: تجدید حیات

دوره چهارم از اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی شروع شده و تا کنون ادامه یافته است. شکست دوره قبلی هزینه نگرش کوتاه مدت بود که بطور بسیار اشکار در  ناتوانی های حکومتی و طولانی شدن بحران امنیت اجتماعی خود را نشان داد. شوکهای اتفاقی چون سقوط کمونیزم، تخریب لایه ازن، و بحرانهای قرض و پس انداز منجر به آگاهی  مردم نسبت به، نیاز به درک اینده بلند مدت جهان شد. فن اوری اطلاعات در دوران طفولیت خود طی اوایل دهه ۸۰٫م  اشکار شروع به انتقال و تغییر جامعه کرد. در نهایت هزاره نزدیک منجر به تحریک مردم به علاقه به قرن اینده شد.

 در حال حاضر ما دوره ای از رشد عمومی اقتصاد، تغییرات شدی، مسائل و شکلات بین المللی پیچدیه و تاکید بر عملگرایی را تجربه می کنیم. طی این دوره از پیچیدگی و تغییرات شدید یقینا روشهای کمی اینده پژوهی گذشته، دیگر برای پیشبینی تغییرات حیرت انگیزی که سیستمهای اجتماعی متحمل می شوند، کارامد نیستند. بنابراین اینده پژوهان برای چنین سیستمهایی اقدام به ابداع ابزارهای جدیدی کرده اند. یکی دیگر از نشانه های کاربردی تر شدن آینده پژوهی این است که اینده پژوهان به جای  تحلیل و بررسی صرف  اینده ها، شروع به تمرکز بر اینده های مطلوب کرده اند. امروزه  بسیاری از کشورهای خارج از اروپا و امریکای شمالی، از جمله کشورهای اروپای غربی، جماهیر شوروی سابق، کشورهای در حال توسعه جنوب امریکا و افریقا، هند، ژاپن، چین و استرالیا توجه شایانی به سازمانهای اینده پژوهی کاربردی نموده اند. بسیاری از این موسسات در همین دوره اخیر ایجاد شده اند.  علاوه بر این موسسات آینده پژوهی در اروپا و امریکای شمالی از نظر رویکردی به شدت قویی و چند رشته ای شده اند.

 

 

 

 


[۱] Gaston Berger

[۲] Centre International de Prospective

[۳] Bertrand de Jouvenel

[۴] The Art of  Conjecture

[۵] RAND (an acronym for Research And Development)

[۶] Olaf Helmer

[۷] Cross Impact Analysis Technique

[۸] Herman Kahn

[۹] Hudson Institute

[۱۰] Anthony J. Wiener

[۱۱] milestone

[۱۲] Menlo Park

[۱۳] Population Bomb

[۱۴] Future Shock

[۱۵] Limits to Growth

[۱۶] Club of Rome

[۱۷] The World Futures Studies Federation

[۱۸] World Future Society

[۱۹] Watergate

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *